حیوان جالبی‌ـست، در چند قدمی انقراض انسانی که ساختیم

ای انگل‌های اختیار

ای موتورهای ناطق از کودکان خجالتیِ کم اسب بخار بگیـــــر, تا انبوهی از شاعران چند...

حیا در بُقچه‌هاست 

حیا در بُقچه‌هاست و گِره‌های چشمانت زیر گلویم گفتی: { بروز رهای بـو را… از...

دچار شبم

لزومی ندارد تمیز دادن سرنوشت من و پشه‌ها فاضلاب رها شده روی آسفالت خیابان را...

مرگ بر اتفاق بیدار شدن

هـــــــییی روبرویم نشست و نگاهش را به پنجره دوخت انگاری کوله بار غمی, روی دوش...

برای عادل عزیز

تضمینی که شهود حادثه هم, دست به تماشا بمانند.. که “لحظه” ایست قبلی بگیرد و...

انقلاب یا آزادی؟”

به اتهام پیاده‌روی روشن‌فکرانه در حکومت نظامی سایه, دست‌گیرم کردند به جرم حمل آلت زنا,...