بدیهی‌جات

ایستاده‌ام

(بگذار از لحاظ زمانی مقدمه چینی کنم)

اینجا چند ده سال از میلاد فضاپیماها گذشته
و آسمان خراش‌های بلند / تازه به حکومت رسیده‌اند
سی و سومین روز از دومین ماه سال است
و سال‌نامه‌ها_ هفت ماهه فارغ می‌شوند
عصر… عصر داوطلبی ربات‌ها برای نجات آینده بشری
و بازنشستگی تمام دست و پاها
عصر… عصر اشتغال تفکر است
و مردم کله‌های چاقشان را به رُخ هم می‌کشند
و رژیم معنایی ندارد
عصر… عصر چربی زدایی دموکراسی و ارتش تا دندان مسلح صلح
تحرکات مغزی چند دیوانه و اردوگاه بهره کشی سخت از معصومیت “وطن” هاست
و استُ… استُ… است….

من اینجا ایستاده‌ام
و شایعه شده هنوز آدمم
مقصد تمام اشاره‌های تقصیر
هم سبب / هم اسباب / هم سیب‌های گناه
مبتلا به لاعلاجیِ سرطان فلاکت زمین
و پرش‌های پیشرفتی که به من_
قد نمی‌دهد

هـــــممم
با این همه
هنوز جلوی مرگ_
“ژست” زندگی می‌گیریم

اوت 25, 2012

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا