‏حواس رهگذران علاقه ‏به گربه‌های بازیگوش نوازش نبود
‏در این سرمای طاقت فرسا
‏که هر دل تنهایی, آغوش می‌خواهد وُ_
‏هر دست گرسنه‌‌‌ای, یک لقمه لمـس

عنوان بلوک

  • ما آبنبات‌های خدائیم

    ما آبنبات‌های خدائیم / لیز وُ لیزنده… لزج از بُزاق رقیق / تلخ وُ تلخنده… و “تو” وهمناکی به لبت چسب…

  • تماشای ما جنگ مسلحانه‌ای شده

    هممم تماشای ما جنگ مسلحانه‌ای شده ما به کمر تمام نگاه‌هایمان سلاح سرد حمل می‌کنیم “من” ذهن کاغذ‌های بی‌گناه را…

  • بزرگترین چشم زمان

    “به تو که بیداری” به لطف چشم‌های همیشه بیدار شهر شب بزور معلومم آغوش‌های بازِ پنجره_ ســــــرد از بارش گرم…

  • مرا کپی نکنید!

    در این بازار عرضه وُ تقاضای کلمه تشبیه تن رعنای عشق روی دست ما مانده و نرخ رشد واردات بی‌عاری_ بیداد…

  • خالی شو به هر‌شکل

    تو ای جانورم ای دوپای ناشناخته… ای تا هرچه فرصت داده‌ـند / تاخته دست دراز سگ هار شده قلاده باز……

دکمه بازگشت به بالا