‏حواس رهگذران علاقه ‏به گربه‌های بازیگوش نوازش نبود
‏در این سرمای طاقت فرسا
‏که هر دل تنهایی, آغوش می‌خواهد وُ_
‏هر دست گرسنه‌‌‌ای, یک لقمه لمـس

عنوان بلوک

  • خرافات خاله کوانتوم

    بی‌چاره پاک کن کور خواندی پُتک هم حریف این ریشه‌ها نبود باید بدهم با سیاست فلسفی آدمت کنند دُوَل لول…

  • چشمه‌های حماقت همیشگی‌اند

    از روی عمد طرّه‌ام را به آفسایت می‌برم نفسم را حبس سینه سه پر می‌کنم جلوی مستقیمت شعورم را به…

  • روبرویم بنشین

    روبرویم بنشین می‌خواهم تو را بنویسم و این “تو”_ می‌تواند خنده‌ات باشد می‌تواند… صدای انعکاس نگاهی باشد از پشت شیشه‌های پنجره…

  • ما بعد طبیعت

    تخت خواب مفهوم آسوده‌ی تو از جهان حول تجربه‌هاست هرچه زنده… زننده… زیبا_ زیبایی؟ یا ممممم دسته جمعی‌تر! اجتماع تاریخ‌های…

  • چند قرن بعد از گداختگی آهن بود

    چند قرن بعد از گداختگی آهن بود ما روی ماه سوار بودیم و گرد وُ خاک روی شیشه‌های پنجره همیشه…

دکمه بازگشت به بالا