وتن، زنی‌ـست دستمالب شده…

خاصیت عصب‌های خسته است
که در پمپاژ مداوم درد، از نارسایی مرسومی رنج می‌برند
و آنچنان که فجایع انسانی را به شکل شوخی‌های کودکانه خداوند با مخلوقات دست و پا بلوری‌اش به تماشا می‌نشینند..

خاصیت روده‌های رسوب گرفته
که از هر عقده‌ای از هضم گذشته‌ای
اندکی در مجرای اعتقادشان جا می‌ماند و در گذران روزها به نفخ‌های بدبویی که مدام از دریچه سخنوری‌شان اقامه می‌شود…

خاصیت مغزهای هسته‌دار
که روی مبل‌های داوطلبانه، میلیون‌ها بار با نوترون‌های حماقتی بمباران شدند که شکافت عاری از شرافتی اتفاق افتاد هر لحظه این تشعشع شعار و شریعت به جان تمام آدمیان زمین…

این روزها، در خیابان‌های سرم جریان دارد_
استمناء امید از اخبار جنگ…
کارخانه‌ی مکانیزه‌ی شهیدسازی از عابران پیاده…
اجرای زنده دروغ با تک‌نوازی قسم به آیه‌های الهی…
شفاعت توحش از جنونی که هرشب در پیاده‌رو روی صحنه می‌رود…
کودکانی جدول ضرب را نفهمیده، به قبر نیوتون لعنت می‌فرستند و همزمان با چشم‌چرانی مردمانی به زیر دامن ماه… زنان پا به ماهی برای انفجار شکم‌هایشان نام‌نویسی می‌کنند…

وتن، زنی است دستمالی شده به انگشت تمام مردمان
که از پستان‌های حجیمش، هزاران خط لوله جریان دارد..
تمام مساحت مراتع باروری‌‌ـش پیش‌فروش…
جنگل موهایش زیر کشت رفته…
و بنا به بهره‌برداری افسارگسیخته از آب‌های زیرزمینی چشم‌هایش، خطر فرونشست منجر به انقراضی تمام گونه‌هایش را تهدید می‌کند…

وتن، مادری‌ـست بی‌دندان از فقر کلسیم
که هربار دستش به نوازش کودکانش بلند شد، پهلویش را به لگدی آغشته…
با واردات زالوهای بی‌شمار به استقبال کم‌خونی‌ـش رفته…
به همبستری با کابوس‌های شبانه محکومش…
و کودکان “نفرت” متولد شده را حرام‌زاده نامیدند…

هَـــییییییی
خاصیت تعصب‌های خودروست
تا مرتکب آفت‌کشی نشوی
از تناول تمام بودنت، دست برنمی‌دارند..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *