رفتن به محتوا
میترادات
|
Mitradat
تفکرات یک تک سلولی
بداهه
بدیهیجات
حرکات موزون
در متن اتفاق
محسوسات
مخاطرات
میترادات
بدیهیجات
بدیهیجات
چه خوش خیال بودم
۲۳ مرداد ۷۷۴
و خدا با سوت قاطع سرنوشت…
۲۲ مرداد ۷۷۴
و خدا با شگفتی, لبخند میزند
۲۰ مرداد ۷۷۴
در این کویر خالی از رطوبت خدا …
۱۵ مرداد ۷۷۴
به فکر تمدن بودم
۱۵ مرداد ۷۷۴
حساسم به…
۱۴ مرداد ۷۷۴
از آن دورها میآیم
۲۵ خرداد ۷۷۴
برای هم قطارهایم (۱)
۳۱ اردیبهشت ۷۷۴
باید به فکر استفراغ بود
۲۸ اردیبهشت ۷۷۴
کشش در ماهیچههای پشت پیشانی
۲۴ اردیبهشت ۷۷۴
→ تازهتر
قدیمیتر ←