‏حواس رهگذران علاقه ‏به گربه‌های بازیگوش نوازش نبود
‏در این سرمای طاقت فرسا
‏که هر دل تنهایی, آغوش می‌خواهد وُ_
‏هر دست گرسنه‌‌‌ای, یک لقمه لمـس

عنوان بلوک

  • قابل ویرایشم

    از تعویض ترتیب رویش ماچیزی حاصل نشدترکیب توبعد منکه گرفتار مرگی ناسزاوارهی اخلاق رابا رنگ ویترین امسال سِت می‌کنمتا به…

  • مزه‌ای نداشت تناول روزهای زندگی

    “مزّه”خطور سهمگین چیزی بود، به عصب‌های زبانفراتر از لمس برجستگی‌های بلوغ..دیدن دامنه‌‌های شیبدار تمایل..بوییدن غنچه‌هایی طراوت..هــــمممممچشایی را من، چاشنی هر…

  • به محض بیدار شدن، می‌میرم

    هرصبحبعد یادآوری دوباره گرانش زمین به تک‌تک سلول‌های بودنم…و محاسبه دقیق سرعت و زاویه مناسب برای رهایی از سطح تخت‌خواب…و…

  • با آزارت

    با آزارت_رواج داری در همه‌ خیابان‌های تنفسمآینه پُر از تو…پنجره پُر از تو…مثلِ شب‌های بی‌منظره_تماشاگرانت در سایهنادیده زیر دامن‌هایی پُر…

  • ارتعاشات – چهارم

    به باد دادم انسانیتم را

دکمه بازگشت به بالا