‏حواس رهگذران علاقه ‏به گربه‌های بازیگوش نوازش نبود
‏در این سرمای طاقت فرسا
‏که هر دل تنهایی, آغوش می‌خواهد وُ_
‏هر دست گرسنه‌‌‌ای, یک لقمه لمـس

عنوان بلوک

  • وقتی خداوند خمیازه می‌کشد

    نه!توالی تاریخ انسانیدر رونوشت قرن‌هابه چنان تکرار کسل‌کشنده‌ای رسیدهکه تماشاگران ازلی.. همزمان با خارش خشتک‌های خویش… خمیازه می‌کشند وُ_گیرنده‌های کیهانی‌شان…

  • در انتخابات آسمان، کسی به فکر وعده‌های خدا نیست

    در انتخابات آسمانکسی به فکر وعده‌های خدا نیستبعد میلیون‌ها سال حکومت کیهانیو تمام امکانات شیمیایی تامین معجون خوشبختی…دل‌خوش به نطق‌های…

  • به درد دوست داشتن نمیخورم

    سهم مرگ را_از آرزوهای خدا جدی بگیربفهم زندگی‌های افتاده از دهن، چقدر لایق ترحم استتوهم استتصور آبنبات‌های همیشگیمیان آسمانمعشوقه‌های قابل…

  • حسادت می‌کنم

    حسادت می‌کنمبه طفل‌های دست و پا بلوریِ آرزوهای قبل خوابتان_نوازش‌های مادرانه‌… بوسیدن‌ها… و خواب‌هایی که برای بزرگ شدنِ هرکدامشان می‌بینید…

  • از تمام حقیقت

    انگاریکسره تمام نورهاخشکیده دست تابندگیاتفاقتکه چقدر دیدنیهمینکه پرسید از خودم “چه اطمینانی به چشم!”چشمه‌های نورفریب می‌خوری از تصورفقط کشیدی روی_همین…

دکمه بازگشت به بالا