• خداوند یک سفینه ناشناخته بود...
  • خداوند یک بکارت دستمالی شده بود...
  • خداوند یک اهانت حراج شده بود...
  • خداوند یک جسم خارجی است...

آخرین دست‌نوشته‌ها

  1. وتن، زنی‌ـست دستمالی شده…
  2. رقص سایه‌ها…
  3. دلهره چه؟
  4. آرام بخوابید..
  5. بهشت ما سوسک‌های معتقد…
  6. شاید خداوند مادر تنهایی بود، سر زا رفته…
  7. هیچ شاعری نمی‌داند…
  8. بهار را چطور هنوز زمستانم؟
  9. خوش بحال بادکنک‌ها…
  10. ریزش ناگزیر آدم‌ها…
  11. محاوره علف‌های هرز
  12. یقین دارم…
  13. تلاش می‌کنم، متلاشی نباشم
  14. ممکن است زیباتر؟
  15. تنها پلاستیک‌ها ماندگارند
  16. کسی به فکر وعده‌های خدا نیست
  17. به قتل‌عام تمام فکرهایم, فکر می‌کنم
  18. از تمام حقیقت، فقط خورشیدی
  19. هر شب مرگ را
  20. به مدارهای خوش تجرید فکر می‌کنم